قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4416
تاريخ الفي ( فارسى )
و امير حسين بعد از كوچ كردن ايشان به هرات آمده ملك غياث الدين به استقبال بيرون آمده ، امير حسين را خدمات پسنديده كرد و به اتفاق لشكر شهزاده را تعاقب نمود و جمعى از متعلقان و لشكريان او را به قتل رسانيد و به واسطهء كمال گرمى هوا مراجعت نموده به هرات آمدند . و ملك حسين ملك را به انواع نوازشات و تفقدات شادمان و خوشحال ساخته به مستقر حكومت خود معاودت نمود و در مقام جمع لشكر شده چهل هزار سوار از اطراف و جوانب خراسان فراهم آورده شد . امير را به اتفاق ملك غياث الدين به دفع ييسور روانه كرد . و از آن طرف شاهزادگان الوس جغتاى خان پيشدستى كرده بر سر ييسور آمدند . امراى وفادار كه با ييسور همراه بودند به وقت جنگ به مخالفان ملحق شدند بالضروره ييسور شكست يافته بكتوب « 1 » در معركه كشته شد و شاهزاده با دويست سوار و اهل و عيال بالضروره از ميان مخالفان بيرون آمده جمعى كثير او را تعاقب نموده بعد از سه روز به وى رسيدند . شهزاده چون علاجى نداشت به جنگ بازگشته ، آنچه لوازم مردانگى بود به تقديم رسانيد تا در معركه گرفتار شد و همان لحظه به قتل آمده پسرش شاهزاده جوكى با تمام خواتين به دست لشكر ماوراء النهر افتاد . چون لشكر خراسان نزديك يورت به ييسور رسيدند ، كس از نزد شاهزادگان الوس جغتاى رسيد كه « ما ييسور را به قتل آورديم ، شما به اوطان خود بازگرديد كه ما نيز متوجه الكاى خود شديم . » و از طرفين به مقام و مسكن خود بازگشته ، آن فتنه فرونشست و رعاياى خراسان نفسى به فراغت برآوردند . و اوزبك خان به حكومت الوس خود قيام نمود . بعد از اين وقايع تا سنهء احدى و عشرين و سبعمائه [ - 721 هجرى ] پادشاه ايران و حاكم ماوراء النهر و دشت قپچاق به عيش و عشرت خود مشغول بودند و از هيچ طرف دلگرانى نبود . اما احوال حكام هندوستان از سنهء هفتصد و نوزده الى سنهء هفتصد و بيست و يك [ هجرى ] بر اين موجب بود كه چون بعد از قتل ملك ديوگير از دست رفته بود و داماد رامديو بر آن ملك استيلا يافته ، سلطان قطب الدين به آن طرف لشكر كشيد و تختگاه دهلى و خزاين را به غلامى از غلامان علايى كه شاهى نام داشت سپرده او را « وفاء الملك » خطاب كرد . و چون به ديوگير نزديك رسيد مخالفان طاقت مقاومت نياورده فرار نمودند و بعضى از امرا به تعاقب مأمور شده [ 411 الف ] داماد رامديو اسير سرپنجهء تقدير شده به قتل آمد . به فرمان سلطان پوست او را پر كاه كرده در دروازهء ديوگير آويختند و حكومت ديوگير به ملك بيگ كه از غلامان علاء الدين بود داده عنان عزيمت به جانب دار الملك دهلى منعطف داشت و به وقت
--> ( 1 ) . متن : مكتوب .